دوست داشتنی
چهار شنبه 28 / 10 / 1388برچسب:, :: 3:40 AM :: نويسنده : maryam 1- یه اصفهانی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد. 2- اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر ۸ ساعت یکی. 3- تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در ۲۲ روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + ۱۲روز اول عید. 4- یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه : آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه. 5- شب عید فطر همه اصفهانیا بیرون خوابیده بودن ازشون می پرسن چرا بیرون خوابیدین میگن : واسه اینکه پول فطرمون بیفته گردن شهرداری. 6- به آدامس می گن آرزوت چیه؟ میگه : زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم. 7- جشنواره فیلم اصفهان: 1) دو نفر با یک تخم مرغ! 2) تا حالا موز خوردی؟! 3) ۱۰ نفر زیر یک چتر! 4) من هوشنگ ۱۵ تومان دارم! 5) دیشب باز هم پیتزا خوردم. 8- یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه ,وسط راه مسافر سوار می کنه. 9- بلیطای اصفهان از ۲۰ تومن به ۱۰ تومن کاهش پیدا می کنه اصفهانیا اعتراض می کنن ازشون میپرسن واسه چی اعتراض کردین می گن چون قبلا که پیاده می رفتیم ۲۰ تومن به نفعمون بود اما حالا ۱۰ تومن به نفعمون. 10- به اصفهانی میگن دو دوتا میگه: میخای بخری یا میخای بفروشی. 11- يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه: آرامگاه زري همسر دکتر ر حیمی متخصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 21 12- اصفهانيه خونش آتيش مي گيره ، اس ام اس ميده آتش نشاني ميگه : به اين شماره اي که افتاده زنگ بزنين تا آدرسمو بدم. دو شنبه 26 / 10 / 1388برچسب:, :: 1:9 AM :: نويسنده : maryam توجه : کلیه مطالب این پست کاملا جنبه شوخی و طنز داشته و اجرای آن توصیه نمیشود ! تورو خدا نرید از فردا اجراش کنیدا. اونوقت بهتون میگن بی جنبه . بیخیال امیدوارم خوشتون بیاد ۰۱.اگه ديدين دختر با عجله داره راه مي ره و يا اگه موردي به طورتون خورد که دختري مي دويد . شما از پشت سر دنبالش کنين و بگين آي دزد آي دزد بگيرينش دارو ندارم رو برد . اگه دختر وايساد و شما رو نگاه کرد بازم داد بزنين که: دزد همينيه که ايستاده اگه دختر ترسيد و پا به فرار گذاشت ، خوش به حالتون مي تونين يه تعقيب و گريز حسابي راه بندازين و حالشو ببرين . ولي اگه ايستاد و فرار نکرد براي اين که ضايع نشين به دويدن ادامه بدين و بازم داد بزنين که : آي دزد آي دزد ۰۲.توي تاکسي اگه کنارت يه دختر نشسته وقتي که خواستين پياده بشين بهش بگين مگه نمياي ؟ اون هاج و واج شما رو نگاه مي کنه . بهش فرصت ندين و بگين : چه زود جا زدي؟ بعدش در تاکسي رو ببندين و برين. و مابقي ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسي واگذار کنين ۰۳. توي پارک با عجله برين کنارش بشينين و بگين معذرت مي خوام که دير کردم .خب چکارم داشتي که گفتي بيام اينجا؟ بهتره يه جايي باشه که چند نفري حضور داشته باشن . معلومه که اون انکار مي کنه . بعدش نوبت شماست فوري بگين مگه تو نگفتي بيا اينجا اين رنگ لباسمه اين رنگ روسريمه ؟ باز هم اون انکار مي کنه . شما اين طوري ادامه بدين . خب اگه از ايناي که اينجا نشستن خجالت مي کشي بريم يه جاي خلوت . مطمئنم اون داغ مي کنه . بعدش شما با عصبانيت بلند شين و يه کاغذ جلوش بندازين و بگين سرکار گذاشتي منو ؟ بيا اينم شماره اي که دادي . ديگه به من زنگ نزن وگر نه مي دمت دست پليس. بعدش ول کنين برين. ۰۴.توي جمع يه سي دي بهش بدين . بگين خيلي باحال بود دستت درد نکنه . بازم از اينا داري قيمتش هرچقدر باشه قبوله. اون به مردم دور و بر رو نگاه مي کنه و ميگه عوضي گرفتي آقا . شما هم طوري وانمود کنين که انگار حواستون نبوده که توي جمع هستين و ازش معذرت بخواين و برين سرت جاتون بشينين. ۰۵.مثل معتادها خودتون رو به موش مردگي بزنين و برين جلو و به لهجه معتادي بگين خانم دشتم به دامنت از او چيزا که ديلوز بهم دادين بازم هملاتون هشت؟ دالم مي ميلم از خمالي به جون تو. هر چي منتظل موندم نيومدين خيلي شانش آولدم که اينجا پيداتون کلدم . بيا اينم پولش . اون سرخ و سفيد مي شه و انکار مي کنه . ولي شما ول کن نشين و هي پيله کنين . طبق معمول اون انکار مي کنه . شما بگين : خانم من شبا لوي زغال مي خوابم من به اندازه کافي چلکي وسياه هستم ، خواهشا تو يکي ديگه منو شياه نکن و … ۰۶.با عصبانيت برين جلوش و تو چشاش زل بزنين و بگين چيه به من خيره شدي؟ چيزي مي خواي؟ به غير از من کس ديگه هم اينجا هست که بتوني نگاش کني . همش خيره شدي به من که چي بشه ؟ حالا اينا به کنار ، چرا چشمک مي زني؟ چرا آبرو هاتو واسه من بالا و پايين مي کني؟ خجالت بکش ، شرم کن. نکنه در موردم فکر و خيال کني من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم و قصد ازدواج مجدد هم ندارم . چه معني داره يه دختر به يه پسر چشمک بزنه. ــــــــــــــــــــــــــــــ ا ![]() دو شنبه 26 / 10 / 1388برچسب:, :: 1:3 AM :: نويسنده : maryam نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم ....
چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام دو شنبه 26 / 10 / 1388برچسب:, :: 0:42 AM :: نويسنده : maryam این داستان جیگرمو سوزوند مادر
آخه این چه کاری بود پسر دو شنبه 26 / 10 / 1388برچسب:, :: 0:37 AM :: نويسنده : maryam عاشقانه به آسمون نگاه می کنی...دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟؟..به اونی که کم نورتره قانع باش...چون اونی که پرنورتره رو همه نگاه می کنن....! ...شبها چشمانم میعادگاه اشک می شوند...وغم همنشین قلبم...دوباره بغضهای خسته و کهنه اسیر گلوی سردم می شوند...ای کسی که در حکایت شب پنهان شده ای...به عظمت آبی دلم نظری کن...و ببین که این دل چه عاشقانه می تپد...در انتظار آمدن تو... بقيه در ادامه مطلب ادامه مطلب ... دو شنبه 19 / 10 / 1388برچسب:, :: 4:39 AM :: نويسنده : maryam
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |